Please wait while JT SlideShow is loading images...
nahad.irپايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)http://nahad.irپایگاه اینرنتی دفتر مقام معظم رهبری




 
از چه طریقی با این سایت آشنا شده اید؟
 
 

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین مطالب و تغییرات سایت آگاه شويد.







بخش دانلود به روز شد.
 
درسهايي از نهج البلاغه مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Administrator   
چهارشنبه, 11 آذر 1388 ساعت 18:04
كانون نهج البلاغه ولایت دفتر نهاد رهبري دانشگاه به منظور آشنايي بيشتر دانشجويان با كتاب معنوي و روحبخش نهج البلاغه و بهره مندي از درياي معارف علوي اقدام به برگزاري جلسات هفتگی تفسير نهج البلاغه به صورت موضوعي در جهت فهم بهتر معارف آن نمودند. اين جلسات به صورت هفتگي و با حضور حدو 40 نفر از دانشجويان با حضور امام جمعه شهرستان در دانشگاه برگزار مي گردد.
Comments (5)Add Comment
مرضیه عرفانی
مرضیه عرفانی
آوریل 25, 2010
78.38.131.15
Votes: +0
بازدید از بهزیستی شهرستان گناباد

روز سه شنبه 31/1/1389مصادف با سالروز تولد کریمه اهل بیت (س)و روز پرستار کانون نهج البلاغه اقدام به برگزاری بازدید از خانه بهزیستی نمود .
در این بازدید که هدف قدردانی از زحمات بی دریغ پرستاران خدمتگزار بهزیستی بود ،دانشجویان حاضر بعداز اشنایی با فعالیت های سازمان ،هدایایی را به رسم یادبود به پرستاران زحمت کش بهزیستی تقدیم نمودند.

مرضیه عرفانی
مرضیه عرفانی
آوریل 25, 2010
78.38.131.15
Votes: +0
آشنایی با معارف نهج البلاغه

کانون ولایت در راستای آشنایی بیشتر دانشجویان با کتاب بزرگ نهج البلاغه و معارف ارزشمند آن اقدام به برگزاری نشست هفتگی پیرامون تفسیر نهج البلاغه با حضور استاد بزرگوار جناب حجه الاسلام مدنی نموده است . در اولین جلسه که در روز شنبه مورخ 4/2/1389 ساعت30/11 در سالن کنفرانس رازی برگزار گردید ،استاد مطالبی راجع به اهمیت جوانی و فرصت ها بیان نمودند و بعد در زمینه چگونگی آفرینش انسان مطالبی را ایراد نمودند که با بحث و گفتگو از طرف دانشجویان ادامه یافت .
گوشه ای از مطالب بحث شده در جلسه :
با توجه به اینکه خداوند از روح خود به انسان دمید و انسان را آفرید و در زمین قرار داد تا زندگی کند در حقیقت به او چند صباحی فرصتی داده شد تا تلاش کند روح خداوند را به اصل خودش باز گرداند حال انسان مخیر است که به اصل خود برگردد که خود مستلزم تلاش وعبادت و نیکی کردن و ترک گناه است و یا اینکه انرا الوده نماید .در نهایت این عمر فرصت داده شده به اتمام خواهد رسید و همه در قیامت جمع خواهیم شد و همه ی روح ها به خداوند عرضه خواهد شد اگر روحی در دنیا تلاش نموده و با پای خود به اصل خود باز گشته باشد که بدون هیچ زحمتی به خدا می رسد اما اگر کاهلی نموده و نتوانسته باشد به ان شایستگی برسد بنابر درجه ی ناپاکی اش عذاب خواهد کشید تا ان هم پاک شده بتواند به اصل خود بازگردد.شبحاتی که از این بحث ایجاد شد این بود که خداوند در حقیقت خود را عذاب می کند در قیامت با توجه به اینکه روح خدا در مادمیده شده است ؟
ادامه بحث و پاسخ بدان در جلسه ی بعدی روز شنبه پیگیری خواهد شد.

مرضیه عرفانی
مرضیه عرفانی
آوریل 25, 2010
78.38.131.15
Votes: +0
...

سیره واقوال امیرالمومنین(ع) بیش از هر چیز بر زهد و پرهیز در سرای پرزرق و برق دنیا تاکید دارد، خصوصا آن که واپسین دوران عمر مقدس او زمانه ای را شاهد بود که طامعان جیفه دنیا برای کامجویی از این ادیم ناپایدار، از هیچ جفایی دریغ نورزیده وحتی پیشقراولان عبادت و جهاد، به دام زفت دنیا درافتاده بودند.

تنها معدودی از یاران مخلص علی(ع) به کنه خطابه های آتشین او در مذمت دنیا پی برده و از نفس سوزان او در نجواهای سرچاه، توشه ای اندوخته و دل از طنین مناجات های جانسوز او در نخلستان های کوفه سفته بودند.

آن چه در پی می آید گردانیده ی فرازی از یکی مناجات های روح فزای مولی الموحدین(ع) است که در مجموعه ای موسوم به صحیفه علویه گرد آمده است، امید که قبسي از کلام نافذ آن حضرت در دل های فروخفته ما نیز شرری افکنده و در زمانه ای که قحطی معنویت و خشکسالی چشمان بر سر خلایق سایه افکنده، انبانی از توشه اندوزیم برای آن روز که "لا ینفع مال ولا بنون الا من أتی الله بقلب سلیم"....
« بارالها بر محمد و آل محمد درود فرست و بر من رحمآور آن گاه که اثرم از دنيا زدوده شده و یادم از خلایق محو گردد و در شمار فراموش شدگان درآیم. خدایا سنّم فرا رفته و پوستم نازک و استخوانم سست گردیده و اجلم نزدیک شده و روزهای عمرم به پایان آمده و شهوت هایم به سر شده، لیک پیامدهای آن به جا مانده است...

خدایا بر من رحم آور آن زمان که چهره ام تغییر یابد و زیباییم نابود گردد و مفاصلم خرد شده و اعضا و جوارحم پراکنده گردد. خدایا آتش گناهان مرا چون ذغال سوخته است، سخنم قطع شده و مرا هیچ عذر و دلیلی نباشد. من به بدکاری خود معترف و به گناهان خود در بندم و در گرو کردار خود و غوطهور در دریای خطایا و حیران از فرجام خود و بریده از خود گشته ام...

خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست و به رحمتت بر من رحم آور وبه فضلت از من درگذر... خدایا در محبوبترین امور نزد تو اطاعتت کردم و آن توحید است و در مبغوضترین چیزها یعنی کفر معصیتت نکردم، پس آن چه میان آن دو است از من بیامرز...

خدایا بر ما رحم آور آن گه که غریبانه گِل قبر ما را در برمی گیرد و سقف خانه مان با خشت پوشیده می شود و در حالی که از ایمان تهیدست هستیم در گور خود می آرمیم و در تنگترین مرقد به تنهایی رها می شویم و مرگ ما را در معرکه ای شگفت می رباید و در دیار قومی فرود می آییم که به ظاهر آباد است اما در واقع ويرانه اى بيش نيست...

بارالها بر ما رحم آور آن زمان که پابرهنه و عریان سوی تو آییم، سرهایمان از خاک گور غبار آلود است و چهره هایمان از گرد لحد رنگ پریده و چشمانمان از هراس رستاخیز فرو نهفته و لبهایمان از شدت تشنگی پژمرده است، شکم هایمان از اقامت طولانی گرسنه و عورتمان در معرض دید همگان است و پشتمان از بار گنه سنگین ... پس این مصائب را با گردانیدن روی کریمت از ما دو چندان مکن و بهره ای را که بدان چشم امید داریم از ما سلب منما... خدایا اگر گنهکاریم، پس از دریغ حرمتت که بایسته آن هستیم است می گرییم و اگر محروم هستیم مویه می کنیم، چرا که آن چه را از جودت می طلبیم از دست داده ایم...»
__________________

اشک رازیست،لبخند رازیست
عشق رازیست
اشک آنشب لبخند عشقم بود
قصه نیستم که بگوئی،نغمه نیستم که بخوانی صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنانکه ببینی، یا چیزی چنان که بدانی
من، درد مشترکم مرا فریاد کن

مرضیه عرفانی
مرضیه عرفانی
آوریل 25, 2010
78.38.131.15
Votes: +0
حيله گرى با اميرالمومنين

هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله از مكه به مدينه هجرت نمود، اميرالمومنين عليه السلام را در مكه وكيل و نايب خود گرداند، تا آن حضرت امانتها و سپرده هايى را كه مردم نزد پيامبر داشتند به صاحبانشان رد نموده، آنگاه به مدينه رود.

در آن روزهايى كه على عليه السلام امانتها را به مردم تحويل مى داد، حنظله بن ابى سفيان، عمير بن وائل ثقفى را تطميع نمود تا نزد آن حضرت رفته و هشتاد مثقال طلا از او مطالبه كند، و به وى گفت: اگر على از تو گواه بخواهد ما گروه قريش براى تو شهادت خواهيم داد، و صد مثقال طلا به عنوان پاداش به وى داد كه از جمله آنها گردن بندى بود كه به تنهايى سيزده مثقال طلا وزن داشت.

عمير نزد اميرالمومنين عليه السلام رفت و از آن حضرت مطالبه سپرده نمود. على عليه السلام هر چند ودايع و امانات را ملاحظه كرد، سپرده اى به نام عمير نديد
و دانست كه او دروغ مى گويد، پس او را موعظه نمود تا از ادعايش دست بردارد ولى اندرزها سودى نبخشيد و عمير همچنان برگفته خود ثابت بود و مى گفت: من بر ادعاى خود گواهانى از قريش دارم كه آنان برايم گواهى مى دهند؛ مانند ابوجهل، عكرمه، عقبه بن ابى معيط، ابوسفيان و حنظله.

اميرالمومنين عليه السلام فرمود: اين نيرنگى است كه به تدبير كننده اش بر مى گردد. و آنگاه دستور داد همه شهود حاضر شده در خانه كعبه بنشينند و به عمير رو كرده و فرمود: اكنون بگو بدانم امانت را چه وقت تسليم پيامبر صلى الله عليه و آله نمودى؟

عمير: نزديك ظهر بود كه سپرده را به او تحويل دادم و او آن را از دستم گرفته به غلام خود داد.

و آنگاه ابوجهل را طلبيده همان سوال را از او پرسيد، ولى ابوجهل گفت: مرا حاجتى به پاسخ گفتن نيست، و بدين وسيله خود را رها كرد.

پس از آن ابوسفيان را به نزد خود فراخواند و همان سوالها را از او پرسيد ابوسفيان گفت: نزديك غروب آفتاب بود كه عمير امانتش را تسليم پيامبر صلى الله عليه و آله نمود و آن حضرت مال از او گرفت و در آستين خود قرار داد . نوبت به حنظله رسيد او گفت: بخاطر دارم كه آفتاب در وسط آسمان بود كه عمير وديعه را به پيامبر داد و آن حضرت امانت را در پيش رو گذاشت
تا وقتى كه خواست برخيزد، آن را به همراه خود برد.

و سپس عقبه را احضار كرد و كيفيت را از او جويا شد، وى گفت: به هنگام عصر بود كه عمير امانتش را تحويل پيامبر صلى الله عليه و آله داد و آن حضرت امانت را فورا به منزل فرستاد و پس از او عكرمه را خواست و چگونگى را از او پرسش نمود، عكرمه گفت: اول روز بود كه عمير امانت را به پيامبر تحويل داده پيامبر آن را تحويل گرفت و فورا به خانه فاطمه فرستاد.

و عمير آنجا نشسته بود و تمام جريانات و تناقض گوييهاى آنان را مى شنيد. آنگاه اميرالمومنين عليه السلام به عمير رو كرده فرمود: مى بينم رنگ صورتت زرد شده و حالت دگرگون گشته است!

عمير گفت: الان حقيقت حال را به شما خواهم گفت: زيرا شخص حيله گر، رستگار نخواهد شد. به خدا سوگند من هرگز امانتى را نزد محمد نداشته ام و تنها عامل محرك من حنظله و ابوسفيان بوده اند و اينكه دينارهايى كه مهر هند، زن ابوسفيان بر آنها نقشين است نزد من موجود مى باشند كه آنها را به عنوان پاداش به من داده اند. و آنگاه اميرالمومنين عليه السلام فرمود: بياوريد شمشيرى را كه در گوشه خانه پنهان است، شمشير را آوردند.

على عليه السلام شمشير را به دست گرفت و به حاضران نشان داد و فرمود: آيا اين شمشير را مى شناسيد؟ گفتند: آرى، اين شمشير حنظله مى باشد، از آن ميان ابوسفيان گفت: اين شمشير از حنظله سرقت شده است.

اميرالمومنين به وى فرمود: اگر راست مى گويى پس غلام تو مهلع سياه چكار كرد؟

ابوسفيان گفت: او فعلا براى انجام ماموريتى به طائف رفته است.

آن حضرت فرمود: اى كاش! مى آمد و تو يك بار ديگر او را مى ديدى و اگر راست مى گويى او را احضار كن بيايد.

ابوسفيان خاموش شده سخنى نگفت سپس آن حضرت به ده نفر از غلامان اشراف قريش فرمود تا محل معينى را حفر كنند، چون حفر كردند ناگهان به جسد كشته مهلع برخوردند، آن حضرت فرمود: آن را بيرون بياوريد، جسد را بيرون آورده و به طرف خانه كعبه حمل كردند، مردم از مشاهده پيكر بيجان مهلع در شگفت شده سبب قتلش را از آن حضرت پرسيدند.

امام عليه السلام فرمود: ابوسفيان و پسرش اين غلام را تطميع كرده وبه پاداش آزاديش او را وادار نمودند تا مرا به قتل برساند تا اين كه در راهى برايم كمين كرد و بناگاه به من حمله نمود و من هم مهلتش نداده گردنش را زدم و شمشيرش را گرفتم. و چون مكر و نيرنگ آنان در اين دفعه بجايى نرسيد خواستند بار ديگر حيله اى به كار برند ولى آن هم نقش بر آب گرديد!
[ مناقب سروى، قضاياه عليه السلام والنبى حى. ]


0
عرفانی
ژوئن 01, 2010
78.38.131.5
Votes: +0
میلاد فاطمه مرضیه و روز مادر بر همگان مبارک



اسرار نام‌هاي حضرت فاطمه‌(س)

حضرت فاطمه‌(س) تنها يک تفکر يا تصور يک حقيقت حيات‌بخش نيست، بلکه تجسمي‌ عيني و زنده از برکت خداوند بر انسان است. حضرت امام صادق‌(ع) فرمود: فاطمه نزد خداي تعالي 9 اسم دارد: فاطمه، صديقه، مبارکه، طاهره، زکيه، راضيه، مرضيه، محدثه و زهرا.

فاطمه: رسول خدا فرمود: زيرا او و شيعيانش از آتش جهنم قطع شده‌اند. (فاطمه به معناي قطع‌شده و بريده است.) و نيز امام صادق‌(ع) فرمود: زيرا او از هر شر و بدي بريده شده است و نيز چون مردم از رسيدن به معرفت کامل او قطع شده‌اند.
صديقه:زيرا او هرگز در زندگي جز راست نگفت و هر آنچه پدر بزرگوارش فرمود، تصديق کرد. رسول خدا به اميرالمومنين فرمود: يا علي، من به فاطمه سفارش‌هايي کرده‌ام که به تو بگويد. او هر چه گفت بپذير، زيرا او راستگوست، بسيار راستگو.
مبارکه: برکت به معناي خير فراوان است و از فاطمه نسل فراواني به عالم اسلام هديه شده، لذا در بعضي از تفاسير آمده است که در آيه آ«انا اعطيناک الکوثرآ» (اي رسول گرامي‌ما به تو خير کثير عطا کرديم) منظور، فاطمه‌(س) است.
طاهره: امام باقر(ع) فرمود: زيرا او از هر ناپاکي ظاهري و هر گونه ناپاکي دامن، مبراست.و نيز طبق روايات متعدد، آيه تطهير (انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهرکم تطهيرا) درباره حضرت فاطمه نازل شده است. پس فاطمه طاهره است زيرا هر گونه رجس و پليدي و ناپاکي از وجود مقدسش دور است.
زکيه: زکاة هم به معناي رشد و نمو و هم به معناي طهارت است، بنابراين زکيه، هم يعني از فاطمه نسل پرباري پا به عرصه وجود خواهد گذاشت و هم اينکه او وجودي است پاک و طاهر.
راضيه: زندگي کوتاه حضرت فاطمه با غم و اندوه و نيز با تلاش و سختي همراه بود. او زندگي بسيار مشکلي را پشت سر گذاشت ولي هرگز لب به شکايت باز نکرد، بلکه همواره خداي بزرگ را شکر مي‌کرد و راضي بود. روايت شده روزي رسول خدا حضرت فاطمه را ديد که لباس خشني بر تن داشت و با دست‌هاي مبارکش آسياب مي‌کرد در حالي که طفل کوچک خود را هم شير مي‌داد. رسول خدا گريان شد و فرمود: اي دخترکم، تلخي اين دنيا را بچش، براي رسيدن به شيريني آخرت.حضرت فاطمه نه تنها لب به شکايت باز نکرد، بلکه عرض کرد: اي رسول خدا، من خدا را براي نعمت‌هايش سپاسگزارم. و نيز روزي اميرالمومنين از رسول خدا خواست اگر ممکن باشد براي فاطمه مستخدمه‌اي بگيرد، اما رسول خدا تسبيح فاطمه را به آنها تعليم فرمود. حضرت زهرا پس از شنيدن اين دستور پيغمبر اکرم سه بار فرمود: من از خدا و رسولش راضيم.
مرضيه: تمام کارهاي حضرت فاطمه مورد رضايت خدا و رسول بود. رسول خدا هيچگاه بر فاطمه غضب نکرد، به او خرده نگرفت و برعکس، گاهي مي‌فرمود: فداها ابوها. (پدرش به قربانش). اينچنين است که رسول خدا رضاي فاطمه را رضاي خدا مي‌دانست و مي‌فرمود: خدا از غضب فاطمه غضب مي‌کند و از رضايت او راضي مي‌شود.
محدثه:امام صادق‌(ع) در اين مورد فرمود: زيرا ملائکه از آسمان فرود مي‌آمدند و با او سخن مي‌گفتند.در فرهنگ اسلامي محدثان راستين همواره از حرمت و منزلت ويژه‌اي برخوردار بوده‌اند، محدثان و راويان در حفظ و حراست از گنجينه‌هاي معارف و ارزش‌هاي ديني و ذخاير گرانمايه مکتب تشيع و رشد و تعالي فرهنگ غني اسلامي نقش اول را داشته‌اند و حامل ودايع و امانت‌هاي گرانقدر الهي و رازدار اسرار آل رسول بوده‌اند.



Write comment
 
 
smaller | bigger
 

busy
 
 

اوقات شرعی



آمار سايت

امروز  دوشنبه, 17 بهمن 1390
■ حاضرين در سايت:  1
■ بازديد امروز:  9
■ بازديد اين هفته:  9
■ بازديد اين ماه:  698
■ بازديد سال كنوني:  3965
■ كل بازديد:  170016

تقویم امروز

 
دوشنبه
بهمن
1390
17